شو
معنی انگلیسی
husband show
واژههای انگلیسی با این معنی
- flexible خم شو، پيچ خور، رام شو
- pilable خم شو، انحنا پذير، نرم
- tractable رام شو، رام کردني، رام شدني
- scourer پشم شو، تميز کننده .
- catch-penny پول شو، پول کردني
- napidescent سنگ شو، سنگ شونده
- tamable رام شو، رام کردني
- agglomerative توده شو، داراي خاصيت تراکم، متراکم
- aminable تنگه شو، پهن شو، چکش خور
- ductile لوله شو، نرم، رام
- precedential سابقه شو، سابقه درست کن
- go to hell بروگم شو، جهنم شو
- lever bridge پل باز شو، پل بالا رو
- sawn joint درز اره شو، درز بريده
- jump seat صندلي تا شو.
- perspirable با عرق دفع شو، عرق شو، خوي رد کن
- movable scaffold چوب بست باز شو
- ballistically علم حرکت اجسام پرت شو
- ballistics علم حرکت اجسام پرت شو
- swimming bath تن شو ياحوضي که دران شناتوان کرد، شناگاه
- deck-chair صندلي حصيري تاه شو (که درکشتي هاي مسافري، بکارميبرند)
- hubby شوهر، شو
- pliable خم شدني، خم شو، تاشو
- pliant نرم، خم شو، حم پذير