شکل دادن به معنی انگلیسی figure form fashion واژههای انگلیسی با این معنی preform از پيش شکل دادن به، از پيش تشکيل دادن، پيش ديس کردن transmutability تبديل کردن، تبديل شکل دادن (به)، ماهيت (چيزي) راقلب کردن transmutably تبديل کردن، تبديل شکل دادن (به)، ماهيت (چيزي) راقلب کردن transmute تبديل کردن، تبديل شکل دادن (به)، ماهيت (چيزي) راقلب کردن LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع) universal roll نورد يونيورسال، براي شکل دادن تيرهاي، بال پهن معمولا با چهار استوانه دوار نورد sculpt حجاري کردن، منقور کردن.، مدل مجسمه ساز شدن inform آگاهي دادن، القاء کردن به، تزريق کردن در