شیبدار معنی انگلیسی aslant واژههای انگلیسی با این معنی sloping gauge اشل شيبدار slope kerb جدول شيبدار inclined fall آبشار شيبدار weatherboarding تخته ي شيبدار sloping recorder خودنگار شيبدار tapering charge پر کردن شيبدار slope weir شادروان با رويه شيبدار، بند سرريز با رويه شيبدار cyclo-cross مسابقه دوچرخه درمسيرهاي شيبدار و ناهموار pitched roof شيرواني، بام شيبدار weatherboard رجوع شود به clapboard، تخته ي شيبدار، سمت بادگير hipped کپل، باسن، داراي در رفتگي در استخوان لگن خاصره slanting کج، يک بر، مايل