دیکشنری فارسی

slanting

UKslɑːntiŋ US'slæntıŋ

معنی فارسی

کج يک بر مايل اريب سرازير شيبدار

مترادف‌ها

adjective
Inclining, sloping, oblique, slant.

واژه‌های دیگر با معنی «کج»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن