floss
USflɔs
معنی فارسی
کج ، کژ ، ابريشم خام ، ريشه ياليف ذرت ومانندان ،
تفاله اهن
معنی کامل و مثالها
/flôs, fläs/n., vt., vi.
● (الیاف زبری که جدار بیرونی پیلهی ابریشم را تشکیل میدهد) کژ، نخالهی ابریشم، لاس
● الیاف نرم و کوتاه ابریشم خام
● نخ ابریشم، نخ کمتاب، ریسمان شلتاب (از پنبه یا ابریشم) (floss silk هم میگویند)، نخ نرم (که در سوزن دوزی به کار میرود) (embroidery floss هم میگویند)
● (به ویژه در گیاهشناسی) هر رویش یا لایهی نرم و ابریشم مانند، پرندینه، پرنگینه
● (دندانپزشکی) نخ دندان (بیشتر میگویند: dental floss)
● (دندانها را) با نخ دندان پاک کردن
I brush and floss my teeth everynight
من هرشب دندانهای خود را مسواک میزنم و نخ میکشم.
تعریف انگلیسی
verb
- a soft loosely twisted thread used in embroidery
- a soft thread for cleaning the spaces between the teeth “floss your teeth after every meal” “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”