شیشه
معنی انگلیسی
bottle glass
واژههای انگلیسی با این معنی
- glass شيشه، ابگينه، گيلاس
- weevil شيشه، کو، سوسه
- galssy شيشه اي، شيشه مانند، زجاجي
- hyaline شيشه اي، زجاجي، شفاف
- vitriform شيشه اي، شيشه مانند
- glazier شيشه بر، جام انداز
- vitreous شيشه اي، زجاجي
- glass blower شيشه گر
- glass-blower شيشه گر
- vitric شيشه اي
- squeegee شيشه روب، شيشه پاک کن، آلت غلتک مانند ودسته دار که باآن سطح چيزي
- glazing شيشه بري، شيشه اندازي، پرداخت
- opalline شيشه مات، شيري رنگ، برنگ عين الشمس.
- sandiver خلط شيشه، ريم شيشه، ريم ابگينه
- plate glass شيشه سنگ، شيشه تحته اي
- sheet glass شيشه جام، شيشه ورقي
- sheetglass ورق شيشه، شيشه ورق.
- obscured glass شيشه تار، شيشه مات
- opaline شيشه مات، شير رنگ
- fiberglass پشم شيشه
- focusing screen شيشه مات
- frosted glass شيشه کدر
- glass blowing شيشه گري
- glass wool پشم شيشه