صاحب ملک معنی انگلیسی lessor واژههای انگلیسی با این معنی proprietress زن صاحب ملک، موجره، مالکه infeoff صاحب ملک کردن، تسليم کردن، واگذار کردن barton حياط رعيتي صاحب ملک proprietor مالک، صاحب ملک، خانه خدا landlady زن مهمانخانه دار، زن صاحب ملک، ميزبان. enfeoff تيول دادن به، صاحب ملک کردن، واگذارکردن landholder زمين دار، ملک دار، ملاک landholding زمين دار، ملک دار، ملاک landowner ملک دار، ملاک، زمين دار land-lady زن مهمانخانه دار، زن ميزبان، زن صاحب ملکي