صد
معنی انگلیسی
centi- hecto- hundred
واژههای انگلیسی با این معنی
- hundredfold صد برابر، صد چندان
- typhoeus غول صد سر، تيفئوس
- hundred leaved گل صد برگ
- centigrade صد درجه اي
- paeony گل صد توماني، شقايق فرنگي، شقايق پرپر
- peonies گل صد توماني، شقايق فرنگي، شقايق پرپر
- peony گل صد توماني، شقايق فرنگي، شقايق پرپر
- manzanita گل صد توماني، انگور خرس.
- absolute filter صافي صد در صد، صافي ميکروني، صافي ميکروسکپي
- within cry در حدود صد ارس
- sesquicentennial صد وپنجاهمين سالگرد، جشن صد وپنجاهمين.، صد و پنجاهم
- palmerworm کرم صد پاي گياه خوار
- tent caterpillar کرم صد پاي پيله ساز.
- rhodora گل صد توماني کانادايي
- googol عدد يک با صد صفر در جلوي ان.، عدد بسيار بزرگ، مقدار زياد
- webworm کرم صد پاي تننده تار عنکبوتي.
- facial index نسبت بين پهنا و طول صورت ضرب در عدد صد.
- hun dred سد، صد، (شماره) صد
- two hun dered دويست، دو صد
- centesimal صدم، صد قسمتي، يکصدم
- googolplex عدد يک با تعداد صفرهاي بتوان ده بتوان ده، بتوان صد.
- caterpillar کرم درخت، کرم صد پا
- centennium قرن صدساله، مدت صد سال
- vill دهستان، بخش صد خانواري.