صلب معنی انگلیسی loin واژههای انگلیسی با این معنی hard wing بال صلب rigid body جسم صلب rigid rotor رتور صلب rigid frames قابهاي صلب stiffening members اعضاي صلب کننده rigid concrete pavements رويه هاي صلب بتني steradian واحد زاويه صلب در سيستم متريک brinell hardness سنجش سختي نسبي اجسام جامد يا صلب توسط، اندازه گيري ميزان فرورفتگي ناشي از، فشردن گلوله 10 ميليتري سخت روي سطح فلز center of gyration نقطه اي در يک جسم صلب که اگر همه جرم در، آن متمرکز شود ممان اينرسي حول همان محور، تغيير نمايد buttock lines نيمرخ تلاقي صفحات قائم با سطح اجسام صلب loin کمر، صلب consanguine هم خون، از يک صلب، صلبي consanguinous هم خون، از يک صلب، صلبي