ضربه به در معنی انگلیسی knock واژههای انگلیسی با این معنی jaw shot ضربه به گوي در گوشه ميز بيليارد greenie ضربه در آغاز هر بخش با رسيدن به هدف clean the bases ضربه زدني که بازيگران در پايگاهها را به، پايگاه اصلي مي رساند (بيس بال) spot shot ضربه به گويي که در نقطه معين گذاشته شده، (بيليارد) molinello ضربه دايره اي به سر در سابر (شمشيربازي) vol. = volume، حجم.، حجم خون typeover توانايي يک چاپگر تماسي در ضربه زدن بيش، از يکبار به کاراکتر و در نتيجه ايجاد اثر، درشت و برجسته اي از آن روي نسخه چاپي one-two ضربه هاي چپ و راست، ضربه چپ با هوک، راست (بوکس)