طب
معنی انگلیسی
medicine
واژههای انگلیسی با این معنی
- tetter طب، زرد زخم، سعفه رطبه
- rale طب، خس خس، سينه
- stasis (طب)، گرفتگي (درجريان چيزهايي مثل خون در رگ يا، مدفوع در روده)
- end bulb (طب)، انتهاي اعصاب در پوست يا مخاط که به ان end، copuscle نيز مي گويند
- endodontia (طب)، شاخه اي از دندانپزشکي که درباره بيماريهاي، حفره مياني دندان بحث ميکند.
- urologic (طب)، رشته اي از علم طب که در باره بيماري دستگاه، ادراري وتناسلي بحث ميکند.
- urological (طب)، رشته اي از علم طب که در باره بيماري دستگاه، ادراري وتناسلي بحث ميکند.
- bronchial asthma (طب)، تنگي نفس که بعلت انقباض عضلات جدارقصبه، الريه ايجاد ميشود.
- acnerosacea (طب)، ورم و سرخي صورت و بيني در اثر افراط در، صرف مشروبات الکلي.
- anti sepsis (طب)، جلوگيري از رشد و ازدياد ميکربها در اثر مواد، ضدعفوني.
- dioptometer (طب)، اسبابي که قدرت تطابق و انکسار چشم را، اندازه مي گيرد.
- lymphmatosis (طب)، ايجاد غدد مرکب از بافت هاي لنفي در قسمت، هاي بدن.
- metastasize (طب)، گسترش يافتن مرض از يک نقطه ء بدن به نقطه، ديگر.
- oxygen tent (طب)، چادراکسيژن مخصوص معالجه سرما خوردگي و، امثال ان.
- strawberry mark (طب)، لکه برامده و قرمز رنگ مادرزادي در بدن شخص.
- mantoux test (طب)، ازمايش درجه حساسيت شخص نسبت به ميکرب، سل.
- jake leg (طب.)، فلجي که به علت استعمال مشروبات الکلي، ايجاد ميشود.
- phthisis (طب) سل
- ruberculosis (طب) سل
- aviation medicine طب هوايي، سيستم پزشکي هوايي
- Asclepius خداي طب.
- sports medicine طب ورزشي
- troche (طب) قرص
- urticaria (طب)کهير