طعام معنی انگلیسی food viand واژههای انگلیسی با این معنی sodium chloride نمک طعام. tablesalt نمک طعام. halite نمک اصلي کلرورسديم، نمک طعام. food خوراک، غذا، قوت dish ظرف، بشقاب، دوري