طعمه
معنی انگلیسی
lure prey
واژههای انگلیسی با این معنی
- bait طعمه، دانه، اذيت کردن
- terminal tackle طعمه، راهنما و وزنه وصل به انتهاي نخ، ماهيگيري
- herl طعمه مصنوعي
- popper طعمه شناور ماهيگيري
- popping plug طعمه ماهيگيري شناور
- wet fly طعمه ماهيگيري زيرآبي
- bait fish ماهي کوچک بعنوان طعمه
- fly fishing ماهيگيري با طعمه مصنوعي
- bait casting پرتاب نخ ماهيگيري با طعمه
- jigging بالا و پايين بردن طعمه در آب
- bottom rig وسيله حفظ طعمه ماهيگيري در آب
- dropper fly طعمه اضافي وصل به نخ ماهيگيري
- kill devil طعمه ساختگي که دراب چرخ ميخورد
- flu box جعبه مخصوص طعمه هاي خشک ماهيگيري
- flu hook کيف مخصوص طعمه هاي مصنوعي ماهيگيري
- terminal rig طعمه راهنما و وزنه وصل به انتهاي نخ، ماهيگيري
- fly tying گره زدن طعمه مصنوعي به قلاب ماهيگيري
- tailfly طعمه گره خورده به انتهاي نخ ماهيگيري
- turtle knot گره وصل کردن طعمه ماهيگيري به راهنما
- bug-taper ريسمان مناسب براي استفاده از طعمه زير، آب (ماهيگيري)
- squidding استفاده از طعمه مصنوعي بجاي طعمه طبيعي، در ماهيگيري
- dapping نوعي صيد ماهي با بالا و پايين بردن طعمه، تا مماس آب شود
- fly casting مسابقه پرتاب طعمه مصنوعي بدون قلاب براي، سنجش دقت
- practice plug وسيله کوچک پلاستيکي يا لاستيکي شبيه طعمه، ولي بدون قلاب براي تمرين يا مسابقه نخ، اندازي (ماهيگيري)