ظاهر شدن معنی انگلیسی appear dawn واژههای انگلیسی با این معنی Wassermann-fast ظاهر شدن واکنش واسرمن مثبت علي رغم درمان ضد، سيفيليس. unmask پوشش ازرو (ي چيزي) برداشتن، نمايان کردن (ياشدن)، ظاهر کردن (يا شدن) disposure ظهور عکس، کشف شدن، در معرض ديد قرار گرفتن resurface دوباره به سطح آمدن، روآمدن، دوباره هويدا شدن laitance حبابي که پس از بتن ريزي در سطح بتن ظاهر، ميشود و باعث متخلخل شدن سطح بتن ميگردد colorer رنگ، رنگ رو، ظاهر colorlessly رنگ، رنگ رو، ظاهر colorlessness رنگ، رنگ رو، ظاهر colors رنگ، رنگ رو، ظاهر colour رنگ، رنگ رو، ظاهر