عابر معنی انگلیسی passing passer passerby واژههای انگلیسی با این معنی crosswalk گذرگاه عابر پياده، خط عابر پياده passerby رهرو، عابر، رهگذر. passer-by رهگذر، عابر viator مسافر، رهگذر، عابر passder by رهگذر، راه گذر، عابر passant تصويرجانوريکه دست خود رابلند کرده، جلوافتاده، گذرنده