عادی کردن معنی انگلیسی moderate normalize واژههای انگلیسی با این معنی routinize عادي يا روزمره کردن، بجريان عادي انداختن. habituate خودادن، عادت دادن، عادي کردن sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي F2 مخفف second filial generation بمعناي زير :، -1 نسل دوم، فرزنداني که از پيوند فرزندان دسته اول