عامی معنی انگلیسی commoner groundling ignoble non-U plain plebeian randy simple واژههای انگلیسی با این معنی granny knot گره عامي، گره غلط (دريايي) parish clerk کشيش يا عامي که متصدي برخي کارهاي کليساي، بخش مي گرد د lay rezder عامي که اجاز دارد نمازيا آيين مذهبي ديگر را، اداره کند laic عام، عامي، بيگانه illiterate بيسواد، عامي، امي layman عام، عامي، شخص غير روحاني laywoman زن غير روحاني، زن عامي.، ناويژه کار laities عوام، مردم عامي، مردم غير laity عوام، مردم عامي، مردم غير groundling گياه زميني، ماهي ته دريا، عامي بي ذوق smalltalk يک سيستم زبان و نرم افزار که براي هر چه، بيشتر آسان نمودن استفاده از کامپيوتر، توسط افراد عامي طراحي شده است secular اين جهاني، دنيوي، غير روحاني folksy خوش مشرب، دوستانه، خودماني.