عذر معنی انگلیسی excuse extenuation plea pretext واژههای انگلیسی با این معنی pretext عذر، دليل ساختگي cover-shame عذر، بهانه good excuse عذر موجه inexcusable عذر ناپذير، بهانه بر مدار، غير قابل تصديق apologise عذر خواهي کردن، معذرت، خواستن traitorousness خيانت، عذر apologies پوزش، عذر خواهي، مدافعه apology پوزش، عذر خواهي، مدافعه legitimate excuse مانع مشروع، عذر قانوني apologize پوزش خواستن، عذر خواهي کردن se defedendo در حين دفاع از خود، به عذر دفاع مشروع plea عنوان، بهانه، عذر put off طفره، بهانه، عذر put-off طفره، بهانه، عذر preternatural غير عادي، بهانه، دستاويز justifiable homicide قتل قابل عفو يا قتل مجاز، قتلي که صفت مجرمانه ندارد، قتل قابل توجيه purporst مفهوم، مضمون، معني retour sans protet پروتست، اعاده بدون اعتراض، اعلامي که برات کش به دارنده برات مي کند