عرصه معنی انگلیسی area arena circus stand sweep واژههای انگلیسی با این معنی ground landlord مالک عرصه، کسيکه زميني رابراي ساختمان کردن اجاره ميدهد arena ميدان، عرصه، گود ground-rent حق الارض، اجاره عرصه battleground ميدان جنگ، عرصه منازعه، رزمگاه ground rent حق الارض، اجاره عرصه . ring حلقه، محفل، گروه area مساحت، سطح، ميدان