عطف
معنی انگلیسی
inflection regard
واژههای انگلیسی با این معنی
- adverence عطف نظر، توجه، بازگشت
- advert عطف کردن، توجه کردن، اشاره کردن
- inflection point نقطه عطف
- inflexion point نقطه عطف
- point of inflexion نقطه عطف
- adverting to letter عطف بنامه
- ex post facto عطف بماسبق، شامل گذشته
- asyndeton حذف حرف عطف
- retroactivity عطف بماسبق.
- asyndetic بدون حرف عطف، بدون حرف ربط.
- conjunctional وابسته بحرف عطف
- retroactive عطف بماسبق کننده، شامل گذشته (شونده) برگشت کننده، عامل بعکس
- point of inflection نقطه عطف (دررياضي)
- retroaction عطف به (چيزهاي) گذشته، عطف بماسبق، عمل معکوس
- expostfacto عطف به ماسبق نشدن قانون
- privilegium قانون عطف به ما سبق شونده، حق تقدم در شکار حيوانات اهلي
- shenanigan حقه يا حيله براي عطف توجه، شيطنت، چرند.
- hendiadys عطف دوکلمه بجاي استعمال صفت وموصوف، مانندپياله هاي زرين
- advertence توجه، عطف، رجوع
- appositive بدل، عطف بيان
- retroact شامل گذشته شدن، عطف بماسبق کردن، عمل معکوس کردن
- turn to مبارزه، توجه، عطف توجه
- hark back برگشتن، بازگشت، عطف کردن.
- prospectively با چشم داشت به اينده، چنانکه مربوط به بعداز اين شود، با عطف به اينده