عقربه
معنی انگلیسی
index pointer
واژههای انگلیسی با این معنی
- gnomon عقربه، ميل، عقربه شاخص
- absorption marker عقربه جذب
- damped needle عقربه خفيده
- astatic needle عقربه نامتوجه
- dipping needle عقربه ميل نما
- c-o-d indicator عقربه سي او دي
- magnetic needle عقربه مغناطيسي
- hour-land عقربه ساعت شمار
- counting balance ترازوي عقربه دار، ترازوي نشان دهنده
- deflection method روش انحراف عقربه
- hour hand عقربه ساعت شمار.
- minute-hand عقربه دقيقه شمار
- maximum demand pointer عقربه مصرف حداکثر
- sweep hand عقربه ثانيه شمار.
- counterclockwise در خلاف عقربه هاي ساعت
- counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربه هاي ساعت
- altitude azimuth عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپيما، دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپيما
- magnetic deviation ميزان خطاي قرائت عقربه مغناطيسي، خطاي عقربه
- barometric altimeter reversionary دستگاه ضد حرکت عقربه ارتفاع سنج
- combined speed indicator عقربه نشان دهنده سرعت علمي و عملي، سرعت نماي مرکب
- vertical scale عقربه نشان دهنده ميزان صعود هواپيما، عقربه صعود، مقياس ارتفاع
- poniter شاهين ترازو، عقربه، عقربک
- gammadion چليپايي که برانتهاي هريک ازچهارخطان ازطرف، حرکت عقربه ساعت رس
- oil gage گيج روغن، عقربه نشان دهنده روغن