علیه
معنی انگلیسی
against contra-
واژههای انگلیسی با این معنی
- ward مولي عليه، بخش، ناحيه
- libellee مدعي عليه، شخص مورد افترا.
- judgement debtor محکوم عليه، دادباخته
- losing party محکوم عليه، دادباخته
- divtsor مقسوم عليه، بخشياب.
- lady ship سرکار عليه، بانو.
- divisor مقسوم عليه
- appellee مستانف عليه
- public mischief جرم عليه جامعه، جرمي که مضر به حال جامعه باشد
- codefendant شريک مدعي عليه، همخوانده
- pro and con برله و بر عليه، ازدوسو
- action in personam دعوي بر عليه شخص
- common d. مقسوم عليه مشترک
- common divisor مقسوم عليه مشترک
- offences against persons جرائم بر عليه اشخاص
- offences against property جرائم بر عليه اموال
- action in rem دعوي بر عليه عين مال
- proceed against someone عليه کسي دادخواهي کردن، از دست کسي عارض شدن
- indict ادعانامه تنظيم کردن بر عليه، يا ادعا نامه متهم کردن
- summary judgment حکمي که عليه ضامن صادر مي شود
- pros and cons يک رشته دلائل برله و بر عليه چيزي
- running down case دعوي عليه راننده وسيله نقليه که در، نتيجه تصادم باعث جرح يا خسارت شده است
- bench warrant حکم دادگاه يا قاضي عليه شخص گناهکار.
- lese majeste خيانت ياتوطئه عليه مقام سلطنت يا حکومت، خيانت عليه حکومت.