عمل نیامده معنی انگلیسی unseasoned واژههای انگلیسی با این معنی raw خام، عمل نيامده dead carriage کرايه باربري جهت ظرفيت استفاده نشده، کرايه حملي که پرداخت شده ولي استفاده اي، از آن به عمل نيامده dead freight هزينه حمل بابت ظرفيت استفاده نشده، کرايه حملي که پرداخت شده ولي استفاده اي، از آن به عمل نيامده retour sans protet پروتست، اعاده بدون اعتراض، اعلامي که برات کش به دارنده برات مي کند