عنکبوت معنی انگلیسی spider واژههای انگلیسی با این معنی spider عنکبوت، کارتنه، تارتنک web spinner عنکبوت، جانوري که تار مي تند. araneid عنکبوت. spider's web تار عنکبوت arachneophobia عنکبوت هراسي spinneret تار ريس (در عنکبوت) black widow نوعي عنکبوت زهردار که جنس ماده ان سياه، رنگ است. harvestman دروگر، خرمن بردار، نوعي عنکبوت. webby وابسته به تار، تنيدني، پر از تار عنکبوت و غيره . NET دام، شست، تور