عهدنامه معنی انگلیسی treaty واژههای انگلیسی با این معنی uncovenanted بدون عهدنامه، بي بيعت، بي تعهد treaty of friendship عهدنامه مودت، قرارداد دوستي right of asylum حق پناهندگي بر طبق قانون يا عهدنامه . convention پيمان نامه، قرارداد، عهدنامه