عیب جویی کردن معنی انگلیسی animadvert criticize henpeck quarrel rail reproach scold واژههای انگلیسی با این معنی cavil خرده گيري کردن، عيب جويي کردن blame مقصردانستن، عيب جويي کردن از، سرزنش کردن blameable مقصردانستن، عيب جويي کردن از، سرزنش کردن peck نوک زدن، با نوک سوراخ کردن، دندان زدن