عیبجو معنی انگلیسی captious critic sharp-tongued واژههای انگلیسی با این معنی carping عيبجو، عيب جويانه carper عيبجو، خرده گير fault-finder عيبجو caviler خرده گير، عيبجو censorious خرده گير، عيبجو cynical بدگمان نسبت بدرستي ونيکوکاري بشر، غرغرو، عيبجو critical بحراني، قاطع، خطرناک