غذا خوردن معنی انگلیسی dine واژههای انگلیسی با این معنی pitch in با سعي و جديت شروع بکار کردن، شروع به خوردن غذا کردن. victual داراي خوراک يا خوار و بار کردن، خوردن، غذا خوردن chow غذا، خوراک، غذا خوردن put away کنار گذاردن، مردود ساختن، طلا ق دادن eating خوردن، غذا، خورد و خوراک