غرق شده معنی انگلیسی sunken واژههای انگلیسی با این معنی wreck buoy بويه کشتي غرق شده، نشانه کشتي غرق شده wreck vessel شناور کشتي غرق شده semi naufragium نيمه غرق شده گي کشتي، نيمه کشتي شکستگي deep-dyed زياد رنگ خورده، غرق (شده در) گناه salvage group گروه بازيابي وسايل، تيم نجات پرسنل و افراد غرق شده، گروه مخصوص جمع آوري اقلام بازيافتي deep submergence زيردريايي نجات، زيردريايي نجات کشتيهاي غرق شده flotsam and jetsam کالايي که پس از غرق شدن کشتي برروي آب، شناور است، کالاهايي که توسط ناخداي کشتي self absorbed خود جذب شده، در خورد فرو رفته، انديشناک rapt ربوده، برده، مجذوب wrapt ربوده، برده، غرق