غنچه کردن معنی انگلیسی bud bloom blossom sprout واژههای انگلیسی با این معنی budding شکوفه کردن، غنچه کردن، جوانه کردن pululate جوانه زدن، غنچه کردن، رشد ونمود کردن. pullulate جوانه زدن، درامدن، غنچه کردن germinate جوانه زدن، اغازروييدن کردن، سبزشدن germinator جوانه زدن، اغازروييدن کردن، سبزشدن botton تکمه، دکمه، بسته شدن