غوطه ور کردن معنی انگلیسی float submerge swamp واژههای انگلیسی با این معنی wet stowage نوعي روش بارگير مهمات در خودروها با، غوطه ور کردن آنها در مايعات ضد شعله lohmannizing غوطه ور ساختن فلز در نمکهاي ملقمه کننده، و سپس روکش کردن آنها توسط دو يا چند، آلياژ پوشاننده محافظ plunge فرو رفتن، غوطه زدن (يا خوردن) غوطه ور شدن، شيرجه رفتن overwhelm سراسر پوشاندن، غوطه ور ساختن، مستغرق کردن