غیر قانونی معنی انگلیسی unlawful illegal illegitimate illicit lawless wrongful واژههای انگلیسی با این معنی illegal غير قانوني، نامشروع، حرام putative father پدر غير قانوني، پدر غير شرعي، کسي که بر حسب شياع محلي پدر يک طفل unlawful assembly مجمع غير قانوني، در CL سه نفر يا بيشتر را گويند که به، قصد ارتکاب اعمالي که مخل آسايش و امنيت false imprisonment توقيف غير قانوني unlawful detention توقيف غير قانوني illegal operation عملکرد غير قانوني illegalize غير قانوني دانستن illegal contract قرارداد غير قانوني cry down چيزي را غير قانوني دانستن، متوقف ساختن. illegal position پوزيسيون غير قانوني شطرنج arbitrary arrest توقيف غير قانوني و خودسرانه tax evasion عدم پرداخت ماليات بصورت غير قانوني، فرار از پرداخت ماليات data leakage جابجايي غير قانوني داده از امکانات، کامپيوتري turpis causa عوض نامشروع و غير قانوني که باعث فساد، عقد مي شود lawless بي قانون، غير قانوني، نامشروع illigal character دخشه غير مجاز، کاراکتر غير قانوني، کاراکتر غير مجاز superstitious uses مخارج خرافاتي، مخارجي که براي امور مذهبي غير قانوني، صرف شود malversation دغل بازي :تقلب، خلاف، کار غير قانوني pettifogger نادرست، دعوي تراش، اهل زدوبست غير قانوني rule of reason تفسير قانوني توام با سوء نيت، تفسير کردن قانون به طور غير عادلانه به، منظور حفظ بعضي انحصارات غير قانوني man-trap تله آدم گير، در CL بکار بردن آن جز در فاصله غروب تا، طلوع خورشيد و به منظور جلوگيري از ورود usuries رباخواري، تنزيل خوري، حرامخوري usury رباخواري، تنزيل خوري، حرامخوري unlawful نامشروع، خلاف شرع، حرام