غیر وابسته
معنی انگلیسی
discrete
واژههای انگلیسی با این معنی
- unrelated variable متغير غير وابسته
- clonal وابسته به توليد مثل يا ابستني غير جنسي.
- unaligned بدون صف ارايي، غير وابسته بحزب، غير متشکل
- aoristic غير معين، نامعين، وابسته به زمان ماضي غير معين
- unorganized نابسامان، غير مشتکل، فاقد سازمان
- funky متوحش، بوي نا گرفته، بدبو.
- Platonic افلاطوني، بيالايش، پاک
- noncombatant غير مبارز، افراد غير نظامي.، غيرنظامي
- nonferrous بدون مواد اهني، غيراهني، فلزات غير اهني.
- temporal دنيوي، غير روحاني، جسماني
- dependent state دولت غير مستقل، دولت تابع و وابسته به دولت يا قدرت ديگر
- retiring غير معاشر، کمرو، کناره گير
- superannuating غير معاشر، کمرو، کناره گير
- old world وابسته به بر قديم يا نيمکره خاوري، غير امريکايي
- noncellulosic وابسته به الياف غيرگياهي، غيرگياهي، غير سلولزي
- nonsectarian نا وابسته به فرقه ي بخصوص، غير فرقه اي