فاحش معنی انگلیسی conspicuous crying egregious flagrant grievous gross واژههای انگلیسی با این معنی egregious فاحش، بزرگ، نمايان gross f. عين فاحش، کلاه برداري بزرگ enormous lesion غبن فاحش evident deception غبن فاحش gross fraud غبن فاحش humdinger داراي برتري فاحش، تفوق برجسته . slasher تخفيف فاحش دهنده، بازار شکن. slump افت، کاهش فاحش، تنزل فاحش snow under مستغرق ساختن، بيش ازحد توانايي در کاري مستغرق شدن، شکست فاحش خوردن. signal علامت، نشان، راهنما