فام
معنی انگلیسی
tincture tinge tint tone
واژههای انگلیسی با این معنی
- bluefish آب فام، ماهي آب فام
- isochroous تک فام، تکرنگ
- rubicund سرخ فام، گلگون، مايل بقرمز
- yellowish زرد فام، مايل به زردي، زرد روي
- hue control پيچ فام
- shading control پيچ فام
- hyacinthine سنبل فام، سنبل گون، لعل فام
- rubious ياقوت فام
- achromatic color رنگ بي فام
- neutral color رنگ بي فام
- extraspectral hue فام برون طيفي
- rubasse در کوهي سرخ فام
- silver fox روباه نقره فام.
- chromospheric flares شراره هاي فام سپهري
- pseudo-isochromatic charts تصورهاي هم فام کاذب
- redbug انواع کنه هاي سرخ فام
- silverfish انواع ماهيان نقره فام.، بيد کاغذ
- brownstone سنگ ماسه اي قهوه اي فام، خانه اي که روکش آن از اين سنگ باشد
- beebread آميزه اي زرد فام از هاگها، گياهي و عسل که زنبوران براي نوزادان خود، ميسازند
- achromatic color response پاسخ رنگ بي فام (در رورشاخ)
- whitefish انواع قزلآلاهاي نقره فام آب شيرين، ماهي سفيد اقيانوس آرام، رجوع شود به beluga
- white crappie ماهي خوراکي نقره فام شمال امريکا.
- gadwall اردک قهوه اي و سيه فام شمال اروپا و امريکا.
- hue رنگ، فام، حالت ويژه اي از رنگ