فراموشی معنی انگلیسی amnesia oblivion واژههای انگلیسی با این معنی forgetfulness فراموشي، فراموش کاري، نسيان oblivion فراموشي، نسيان، ذهول amnesia فراموشي lethe فراموشي obliviously از روي فراموشي، باچشم پوشي، با غماض unteach سبب فراموشي شدن، باور نداشتن.، ضد چيز آموخته را آموختن selective forgetting فراموشي انتخابي amnesiac مبتلا به فراموشي. amnesic مبتلا به فراموشي. lethean وابسته به نهر فراموشي برزخ، نسيان اور. forgetfully فراموش کارانه، از روي فراموشي، غفلت کارانه lapsus memoriac اشتباه يا لغزش، حافظه، فراموشي oblivious فراموش کار، بي خبر، فراموشي آور forgetful فراموش کار، کم هوش، غفلت کار perpetuate جاودان ساختن، هميشگي کردن، ابدي کردن perpetuator جاودان ساختن، هميشگي کردن، ابدي کردن limbo کنار دوزخ، برزخ، اعراف silence خاموشي، سکوت، ارامش