فرانسوی
معنی انگلیسی
Franco- French Latin Gallic
واژههای انگلیسی با این معنی
- french فرانسوي، فرانسه، زبان فرانسه
- Frenchman فرانسوي، کشتي فرانسوي
- frenchwoman زن فرانسوي
- frenchification فرانسوي شدن.
- Gallicize فرانسوي ماب شدن، فرانسوي ماب کردن
- Huguenot پروتستان فرانسوي، فرانسوي پروتستان
- Frenchify فرانسوي ماب کردن
- Gallomania جنون فرانسوي مابي
- lycee دبيرستان فرانسوي.
- french defence دفاع فرانسوي شطرنج
- Houdan مرغ کاکلي فرانسوي.
- gallomaniac ديوانه فرانسوي مابي
- french dressing چاشني سالاد فرانسوي.
- grisette دختر کارگر فرانسوي .
- gavote نوعي رقص سريع فرانسوي، موسيقي اين رقص، تندرقصيدن
- Gallicism اصطلاح ويژه فرانسوي ها، فرانسوي مابي، طرز تفکر و رسم فرانسوي
- french pastry شيريني اردينه فرانسوي.
- burn variation وارياسيون برن در دفاع فرانسوي
- balking billiard بيليارد فرانسوي با 4 خط محدوده
- normal opening گشايش نرمال يا فرانسوي (شطرنج)
- entac موشک ضد تانک هدايت شونده فرانسوي
- anderssen attack حمله آندرسن در دفاع فرانسوي شطرنج
- three cushion billiards بيليارد فرانسوي با ضربه به 2 گوي ديگر، بعد از تماس با 3 ديواره ميز
- franco-indian defence دفاع هندي فرانسوي در پياده وزير شطرنج