فرتوتی معنی انگلیسی declension decrepitude dotage second childhood senility واژههای انگلیسی با این معنی decropitude فرتوتي، شکستگي، ناتواني decrepitude حالت ضعف و ناتواني، فرتوتي، شکستگي. d. age سالخوردگي، شکستگي، فرتوتي