دیکشنری فارسی

فرز

معنی انگلیسی

agile briskly brisk round light light-footed nimble ready sharp snappy speedy tripping

واژه‌های انگلیسی با این معنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن