فرسودن معنی انگلیسی deplete erode exhaust fret gnaw wear واژههای انگلیسی با این معنی outwear بيشتر دوام کردن از، فرسودن، ساييدن outwore بيشتر دوام کردن از، فرسودن، ساييدن jade اسب پير، اسب، زن هرزه