فرط معنی انگلیسی depth excess redundancy واژههای انگلیسی با این معنی overjoyed از فرط خوشي از خود بيخود شد، عرش را سير کرد excessive love دوستي زياد، فرط محبت intensities سختي، شدت، افزوني intensity سختي، شدت، افزوني extreme بي نهايت، خيلي زياد، بيحد unsurpassable بي نهايت، خيلي زياد، بيحد