فرعی (راه) معنی انگلیسی feeder واژههای انگلیسی با این معنی link road راه فرعي dead end اخر خط فرعي راه اهن shunting siding خط فرعي راه آهن در ايستگاهها shunting station ايستگاه فرعي راه آهن براي جابجا کردن، واگن و لوکوموتيو shunpike جاده فرعي براي فرار از پرداخت عوارض راه . municipal road راه روستايي، راه فرعي byway پس راه، بيراهه، کوره راه jerkwater قطار راه آهن که به ده کوره ها ميرود، قطار فرعي، قطار محلي diverticulum جاده فرعي، کوره راه .