فرقه ای معنی انگلیسی denominational factional sectarian واژههای انگلیسی با این معنی Anabaptist فرقه اي از پروتستان ها. Mennonite فرقه اي از مسيحيان مخالف تعميد. Trappist عضو فرقه اي از راهبان مرتاض اهل سکوت. Adventist عضو فرقه اي که معتقد است ظهور مجدد حضرت، مسيح و روز قيامت نزديک است، وابسته به high church فرقه اي که سخت پابند اداب و رسوم کليسايي، ومناجات وتسبيحات مرسوم در کليساهستند encratites فرقه اي ازنصاراکه ازگوشت خوردن وباده نوشي، واختيارجفت دوري مي sectarian تيره اي، فرقه اي، حزبي sectary عضو حزب، فرقه اي.، منافق nonsectarian نا وابسته به فرقه ي بخصوص، غير فرقه اي sectarianize با احساسات و تعصبات مسلکي اميختن، فرقه اي کردن. denomination دسته اي، تيره اي، فرقه اي denominational دسته اي، تيره اي، فرقه اي