فرو بری معنی انگلیسی thrust واژههای انگلیسی با این معنی immersion فرو بري، غوطه ورسازي، فرو رفتگي inhalation فرو بري، استنشاق، نفس کشي ingurgtation فرو بري، غورت، فرا گيري immergece فرو بري، پوشاندگي inspiration دم فرو بري، شهيق، استنشاق inspirationally دم فرو بري، شهيق، استنشاق submersion غوطه ور سازي، زير آب فرو بري، غرق (سازي) submergence غوطه ور سازي، زير آب فرو بري، غرق (سازي)