فرود
معنی انگلیسی
declination descent plump
واژههای انگلیسی با این معنی
- line of fall خط فرود، خط فرود گلوله به زمين
- tailwater فرود آب، پايين آب، تراز پاياب
- splashdown آب فرود
- instrument landing فرود کور، فرود با استفاده از دستگاههاي، کنترل هواپيما و برج مراقبت
- parachut چتر فرود، چتر نجات
- landing weight وزن فرود
- soft landing فرود نرم
- light or lighted فرود آمدن، پائين آمدن، واردآمدن
- missed approach فرود ناقص، فرود اضطراري
- froude جيمز فرود
- landing light چراغ فرود
- landing spot نقطه فرود
- landing area منطقه فرود، منطقه نشستن هواپيما، منطقه پياده شدن به ساحل
- run way محوطه فرود، محوطه دويدن هواپيما، باند فرود
- drop zone منطقه فرود، منطقه پرش، منطقه بارريزي
- night landing فرود شبانه، پياده شدن در ساحل در شب
- landing zone منطقه فرود، منطقه نشست هوايي
- approach clearance اجازه فرود، اجازه تقرب
- landing angle زاويه فرود
- landing gear ارابه فرود
- undercarriage ارابه فرود
- prelanding قبل از فرود، قبل از پياده شدن از ناو
- landing site پايگاه فرود، محل فرود
- deck landing aid کمکهاي فرود