فرودگاه
معنی انگلیسی
aerodrome air terminal airport
واژههای انگلیسی با این معنی
- landing-place فرودگاه، اسکله، پاگرد
- halting-place فرودگاه، ايستگاه، توقف گاه
- landing-stage فرودگاه، اسکله، بارانداز
- air field فرودگاه
- airfield فرودگاه
- jetport فرودگاه
- airport فرودگاه .
- landing field فرودگاه .
- air strip باند فرودگاه، باند فرود يا پرواز
- alternate aerodrome فرودگاه يدکي، منطقه فرود يدکي
- bingo field فرودگاه يدکي، فرودگاه اضطراري
- alternative airfield فرودگاه فرعي
- departure air field فرودگاه عزيمت، فرودگاه پرواز هواپيما
- airstrip باند فرودگاه .
- flying field ميدان فرودگاه .
- skycap باربر فرودگاه .
- helipad فرودگاه هلي کوپتر
- landing strip فرودگاه (هواپيما)
- airfield traffic عبور و مرور فرودگاه، عبور و مرور در فرودگاه
- course light روشنايي باند فرودگاه، چراغهاي مخصوص روشن کردن باند فرود
- wind tie پرده بادنماي فرودگاه، سمت نماي باد
- pioneer heliport فرودگاه هلي کوپتر صحرايي، فرودگاه موقت
- stolport فرودگاه هواپيماهاي عمود رو
- signal area منطقه کاشتن علايم در فرودگاه