فهرست معنی انگلیسی appendix canon enumeration list register roll واژههای انگلیسی با این معنی nomenclature فهرست، صورت، صورت اسامي repertorial فهرست، مجموعه، انبار repertories فهرست، مجموعه، انبار repertory فهرست، مجموعه، انبار checklist فهرست deir فهرست indexless بي فهرست timetable گاه فهرست، صورت اوقات، برنامه ساعات کار cargo manifest فهرست بار، اظهارنامه، شرح محموله کشتي load manifest فهرست بار، ليست بارها unlisted فهرست نشده، در فهرست وارد نشده، ذکر نشده در فهرست cataloged فهرست نامه، کتاب فهرست، فهرست کردن cataloging فهرست نامه، کتاب فهرست، فهرست کردن catalogs فهرست نامه، کتاب فهرست، فهرست کردن catalogued فهرست نامه، کتاب فهرست، فهرست کردن catalogues فهرست نامه، کتاب فهرست، فهرست کردن cataloguing فهرست نامه، کتاب فهرست، فهرست کردن handlist فهرست دستي، فهرست مختصر. indexer فهرست نويس، صورت نويس accession-book فهرست کتاب bill of materials فهرست مواد messir catalogue فهرست مسيه part list فهرست اجزاء، فهرست قطعات، فهرست لوازم يدکي nominal list فهرست نامها، صورت اسامي