قائل شدن معنی انگلیسی attach واژههای انگلیسی با این معنی euhemerism قائل شدن، اساس تاريخي براي افسانه ها make an exception استثناء قائل شدن valorize ارزش قائل شدن براي، جرات وشهامت دادن به .، تثبيت قيمت overvalue بيش از حد ارزش قائل شدن، فزون ارج کردن preferentially با قائل شدن حقوق امتيازي anthropomorphize جنبه انساني براي خدا قائل شدن. euhemerize اساس تاريخي قائل شدن براي (افسانه) forjudge از پيش قضاوت کردن، تبعيض قائل شدن. favoritism طرفداري، استثناء قائل شدن نسبت بکسي. dualize دوگانه کردن، دوتاداشتن از، اثنويت قائل شدن. externalize خارجي کردن، ظاهري ساختن، وجودخارجي