قابل قبول معنی انگلیسی admissible acceptable passable reasonable receivable tolerable واژههای انگلیسی با این معنی aceptive قابل قبول، پذيرفتني acceptance limit حد قابل قبول، حد پذيرش unacceptable غير قابل قبول، نپذيرفتني admissibleness بطور قابل قبول، چنانکه روا (يا جايز) باشد permissible stress خستگي قابل قبول zone of acceptability منطقه قابل قبول persona non grata شخص غير قابل قبول، عنصر نامطلوب acceptance tolerance حد مجاز قابل قبول acceptable quality level سطح کيفيت قابل قبول، کيفيت مناسب cut off ratio حداقل نرخ قابل قبول acceptable product فرآورده جانشين قابل قبول europatents حق اختراع قابل قبول در اروپا، اختراع ثبت شده که در اروپا معتبر ميباشد principal challenger رد عضو هيات منصفه با دليل قابل قبول admissibly بطور قابل قبول چنانکه روا (يا جايز) باشد operation exposure guide حداکثر دوز اتمي قابل قبول يا قابل دريافت acceptable پذيرفتني، قابل قبول، پسنديده passable پذيرفتني، قابل قبول، ميانه admissible پذيرفتني، قابل قبول، قابل تصديق admittable پذيرفتني، قابل قبول، قابل تصديق credible باورکردني، قابل قبول، پذيرفتني admissible load بار پذيرا، بار قابل قبول hard currencies ارز معتبر، ارز قابل قبول valid assumptions فروض معتبر، فروض قابل قبول admissible stress تنش پذيرا، تلاش قابل قبول