قابل پرداخت
معنی انگلیسی
defrayable due mature payable
واژههای انگلیسی با این معنی
- reimbursable قابل پرداخت.
- remittable قابل پرداخت.
- payable in advance قابل پيش پرداخت
- bill payable برات قابل پرداخت
- payable immediately قابل پرداخت فوري
- chargeable call مکالمه قابل پرداخت
- payable at destiination قابل پرداخت در مقصد
- payable in arrears قابل پرداخت در سررسيد
- payable to bearer قابل پرداخت در وجه حامل
- payable to order قابل پرداخت به حواله کرد
- deferred dividened سود اعلام شده و قابل پرداخت در تاريخ، معين، سودي که پرداخت آن مشروط به شرطي باشد
- bill time draft برات و سفته قابل پرداخت در تاريخ معين، در آينده، برات و سفته موجل
- payable at maturity وعده دار، قابل پرداخت در آينده، موجل
- post obit قابل اجرا پس از مرگ، قابل پرداخت پس از مرگ کسي
- re-issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از يک، بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
- payable دادني، پرداختني، قابل پرداخت
- assemble capital stock سرمايه پرداخت نشده، بقيه سرمايه اي که، به محض تقاضا قابل پرداخت است
- sets of bill نسخ ثاني و ثالث و ..... برات که در آنها، به اصل اشاره و ذکر مي شود که هريک تا، زماني قابل پرداخت هستند که ديگري پرداخت
- sight bill برات ديداري، حواله ديداري، برات يا
- due bill سند بدهي، در CL به اين شکل تنظيم مي شود :، بدهي به آقاي ..... مبلغ ..... است که
- polishable جلا پذير، پرداخت شدني، صيقل پذير